• آیه مباهله
  • آیه مباهله

بررسي منطقي و استدلالي آيه به طور مختصر و مفيد

منبع

شنبه، 21 آذر ماه، 1388

«ندع أبنائنا وأبنائكم ونسائنا ونسائكم وأنفسنا وأنفسكم ثم نبتهل فنجعل لعنة الله على الكاذبين»

با عرض سلام و خسته نباشید خدمت تمامی دوستان عزیز و گرامی.

امروز مصادف است با روز بزرگ (مباهله) روز پيروزي بزرگ اسلام. بر آن شدیم تا در فضایی منطقی و استدلالی این مقوله را بررسی کنیم.

مباهله چیست؟

مباهله در اصل از ریشه ی «بهل» به معنای رها کردن و قید و بند را از چیزی برداشتن است. از این رو، هنگامی که حیوانی را به حال خود واگذارند. و پستان آن را در کیسه قرار ندهند تا نوزادش بتواند به آزادی شیر بنوشد به آن «باهل» می‌گویند. و «ابتهال» در دعا، به معنای تضرع و واگذار کردن کار خود به خداست.

بنابراین، اگر در مواردی «مباهله» را به معنای «هلاکت، لعن و دوری از خدا» گرفته اند، به خاطر آن است که رها کردن و واگذار کردن بنده به حال خود، هلاکت و لعنت و دوری از درگاه خدا را به دنبال دارد.

این بود معنای «مباهله» از نظر ریشه‌ی لغوی، اما مفهوم آن در آیه ی مورد بحث نفرین کردن دو نفر به یکدیگر است؛ یعنی افرادی که درباره‌ی یک مسأله ی مهم مذهبی اختلاف نظر دارند، در یک جا جمع شوند و به درگاه خدا تضرع کنند و از او بخواهند که طرف مقابل را که دروغگو است، رسوا ساخته و به سزای اعمال خود برساند.

دعوت به مباهله

خداوند در آیه‌ی مورد بحث به پیامبر خود دستور می‌دهد که هر گاه پس از این همه استدلال بر حقانیت اسلام و رد باورهای نادرست مسیحیان، باز کسی درباره‌ی حضرت عیسی (علیه السلام) با تو به محاجه پرداخت، به او پیشنهاد مباهله کن؛ به این صورت که شما و طرف مقابل هر دو، پسران، زنان و خودتان را حاضر سازید و نفرین کنید که خداوند طرف دروغگو را رسوا سازد.

مسأله‌ی مباهله به این شکل که تا آن زمان در بین عرب سابقه نداشت راه حل نهایی برای تشخیص حق از ناحق است و حکایت از ایمان و صداقت پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) در دعوت خود می کند؛ زیرا امکان ندارد کسی به تمام معنا به ارتباط خویش با پروردگار ایمان نداشته باشد و وارد چنین میدانی گردد و از مخالفان خود دعوت کند که بیایید با هم از درگاه خدا بخواهیم تا دروغگو را رسوا سازد؟! مسلماً ورود در چنین میدانی بسیار خطرناک است؛ زیرا اگر دعا به اجابت نرسد و اثری از مجازات مخالفان آشکار نشود، نتیجه‌ای جز رسوایی برای دعوت کننده عابد نخواهد شد. و امکان ندارد و آدم عاقل و فهمیده بدون اطمینان به نتیجه، در چنین مرحله‌ای گام بگذارد.

از این جا است که گفته اند دعوت پیامبر به مباهله، یکی از نشانه های صدق دعوت و ایمان قاطع او است، قطع نظر از نتایجی که بعدا از مباهله به دست آمد.

داستان مباهله

در روایات اسلامی وارد شده است: هنگامی که پای مباهله به میدان آمد، نمایندگان مسیحیان «نجران» از پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) مهلت خواستند تا در این باره بیندیشند و با بزرگان خود به شور بنشینند. سرانجام نتیجه ی مشورت آن ها که از یک نکته ی روان شناسی سرچشمه می گرفت، این بود که به افراد خود دستور دادند اگر دیدید محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) با سر و صدا و جمعیت و جار و جنجال به مباهله می آید، نترسید و با او مباهله کنید؛ زیرا معلوم است حقیقتی در کار او نیست و از این رو؛ به جار و جنجال متوسل شده است؛ ولی اگر دیدید با افراد محدود و به همراه نزدیکان و فرزندان خردسالش به میعادگاه آمد، بدانید که او پیامبر خدا است و از مباهله با او بپرهیزید که خطرناک است.

بر این اساس، آنها طبق قرار قبلی به میعادگاه رفتند، ولی ناگاه دیدند که پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) در حالی که فرزندانش حسین (علیه السلام) را در آغوش دارد و دست حسن (علیه السلام) را دست گرفته، و علی و فاطمه (علیهما السلام) نیز همراه او هستند، رو به سوی میعادگاه روان است. و در این حال، به آنان سفارش می کند که هر گاه من دعا کردم شما «آمین» بگویید. مسیحیان هنگامی که این صحنه را مشاهده کردند، سخت به وحشت افتاده و از اقدام به مباهله خودداری کردند، لذا حاضر به مصالحه شده و به شرایط ذمه (عدم تظاهر به خوردن گوشت خوک و شرابخواری، زنا و ازدواج با زنانی که ازدواج کردن با آنها در اسلام حرام است) تن در دادند.

 

روایات اهل سنت:

۱- شواهد التنزيل - الحاكم الحسكاني - ج 1 - ص 160:

عن ابن عباس في قوله عز وجل: ( فقل تعالوا ندع أبناءنا وأبناءكم ونساءكم [ وأنفسنا وأنفسكم ثم نبتهل فنجعل لعنة الله على الكاذبين ] . [ قال ] نزلت في رسول الله وعلي ( أنفسنا ) و ( نساءنا ) فاطمة و ( أبناءنا ) حسن وحسين.

۲- تفسير ابن كثير - ابن كثير - ج 1 - ص 379:

قال جابر : وفيهم نزلت «ندع أبناءنا وأبناءكم ونساءنا ونساءكم وأنفسنا وأنفسكم» قال جابر: «أنفسنا وأنفسكم» رسول الله صلى الله عليه وسلم وعلي بن أبي طالب «وأبناءنا» الحسن والحسين «ونساءنا» فاطمة.

۳- الدر المنثور - جلال الدين السيوطي - ج 2 - ص 39:

قال جابر أنفسنا وأنفسكم رسول الله صلى الله عليه وسلم وعلى وأبناءنا الحسن والحسين ونساءنا فاطمة.

۴- فتح القدير - الشوكاني - ج 1 - ص 347 – 348:

 قال جابر : فيهم نزلت «تعالوا ندع أبناءنا؛ الآية». قال جابر: «أنفسنا وأنفسكم» رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم وعلي، و أبناءنا الحسن والحسين، ونساءنا فاطمة. ورواه أيضا الحاكم من وجه آخر ‹صفحه 348› عن جابر وصححه.

۵- إمتاع الأسماع - المقريزي - ج 6 - پاورقى ص 6:

فيهم نزلت : ( ندع أبناءنا وأبناءكم ونساءنا ونساءكم وأنفسنا وأنفسكم ) وقال جابر : ( أنفسنا وأنفسكم ) رسول الله صلى الله عليه وسلم وعلي بن أبي طالب ، ( وأبناءنا ) الحسن والحسين ، ( ونساءنا ) فاطمة.

۶- الفصول المهمة في معرفة الأئمة - ابن الصباغ - ج 1 - پاورقى ص 114:

و فيهم نزلت: «ندع أبنآءنا وأبنآءكم ونسآءنا ونسآءكم وأنفسنا وأنفسكم» ، قال جابر: أنفسنا وأنفسكم : رسول الله (صلى الله عليه وآله وسلم) و علي بن أبي طالب، و أبناءنا : الحسن والحسين، و نساءنا : فاطمة.

۷- نظم درر السمطين - الزرندي الحنفي - ص 108:

أنزلت هذه الآية : فقل تعالوا ندع أبنائنا وأبنائكم ونسائنا ونسائكم وأنفسنا وأنفسكم ثم نبتهل فنجعل لعنة الله على الكاذبين  فدعا رسول الله عليا وفاطمة والحسن والحسين رضي الله عنهم و قال: اللهم هؤلاء أهلي.

۸- تفسير القرطبي - القرطبي - ج 4 - ص 104:

أن النبي صلى الله عليه وسلم جاء بالحسن و الحسين و فاطمة تمشي خلقه وعلى خلفها وهو يقول لهم: «إن أنا دعوت فأمنوا».

۹- تاريخ الإسلام - الذهبي - ج 3 - ص 627:

لما نزلت هذه الآية : فقل تعالوا ندع أبنائنا وأبناءكم، دعاه رسول الله صلى الله عليه وسلم، و فاطمة، وحسنا وحسينا.

۱۰- مطالب السؤول في مناقب آل الرسول (ع) - محمد بن طلحة الشافعي - ص 38:

فلما أصبحوا جاؤوا إلى رسول الله فخرج إليهم محتضن الحسين آخذا بيد الحسن وفاطمة خلفه وعلي خلفهما.

۱۱- شواهد التنزيل، الحاكم الحسكاني، 1، ق 5، مصادر تفسير سنى، الشيخ محمد باقر المحمودي، الأولى، 1411 - 1990 م، مؤسسة الطبع و النشر التابعة لوزارة الثقافة والإرشاد الإسلامي، مجمع إحياء الثقافة الإسلامية.

۱۲- تفسير ابن كثير، ابن كثير، 1، 774، مصادر تفسير سنى، تقديم : يوسف عبد الرحمن المرعشلي، 1412 - 1992 م، دار المعرفة للطباعة و النشر و التوزيع - بيروت – لبنان، تمتاز هذه الطبعة بالمراجعة و التنقيح و التنضيد الجديد و قد قام بفهرسة الأحاديث النبوية مكتب التحقيق بدار المعرفة.

۱۳- الدر المنثور، جلال الدين السيوطي، 2، 911، مصادر تفسير سنى، دار المعرفة للطباعة و النشر - بيروت – لبنان.

۱۴- فتح القدير، الشوكاني، 1، 1255، مصادر تفسير سنى، عالم الكتب.

۱۵- إمتاع الأسماع، المقريزي، 6، 845، مصادر تاريخ، تحقيق وتعليق: محمد عبد الحميد النميسي، الأولى، 1420 - 1999 م، منشورات محمد علي بيضون ، دار الكتب العلمية - بيروت – لبنان.

۱۶- الفصول المهمة في معرفة الأئمة، ابن الصباغ، 1، 855، مصادر سيره پيامبر و ائمه، سامي الغريري، الأولى، 1422، سرور، دار الحديث للطباعة والنشر، 964-5985-99-4، المؤلف: علي بن محمد بن أحمد المالكي المكي المعروف بابن الصباغ/ مركز الطباعة والنشر في دار الحديث - قم - شارع معلم - قرب ساحة الشهداء - الرقم 125 الهاتف : 02517740545 - 02517740523 ص. ب: 4468 / 37185.

۱۷- نظم درر السمطين، الزرندي الحنفي، 750، مصادر حديث سنى - عام، الأولى، 1377 - 1958 م.

۱۸- تفسير القرطبي، القرطبي، 4، 671، مصادر تفسير سنى، أبو إسحاق إبراهيم أطفيش، 1405 - 1985 م، دار إحياء التراث العربي - بيروت - لبنان، مؤسسة التاريخ العربي.

۱۹- تاريخ الإسلام، الذهبي، 3، 748، مصادر تاريخ، د. عمر عبد السلام تدمرى، الأولى، 1407 - 1987م، لبنان/ بيروت - دار الكتاب العربي، دار الكتاب العربي.

۲۰- مطالب السؤول في مناقب آل الرسول (ع)، محمد بن طلحة الشافعي، 652، مصادر سيره پيامبر وائمه، ماجد ابن أحمد العطية.

 

علی جان پیامبر

علی بن ابیطالب (نفس پیامبر) تا جایی رسید که پیامبر در شان او چنین فرمود: «همانا جنگ تو جنگ من است و صلح تو صلح من».

۱- شرح نهج البلاغة، ابن أبي الحديد، ج 20، ص 221: قد ثبت أن رسول الله صلى الله عليه وآله قال له: «حربك حربي، وسلمك سلمى».

۲- شواهد التنزيل، الحاكم الحسكاني، ج 1، پاورقى ص 416: يا علي حربك حربي.

۳- تفسير الآلوسي، الآلوسي، ج 26، ص 151: قوله صلى الله عليه وسلم له : «حربك حربي».

۴- المناقب - الموفق الخوارزمي - ص 129: حربك حربي وسلمك سلمي.

۵- ينابيع المودة لذوي القربى، القندوزي، ج 1، ص 172: يا علي حربك حربي وسلمك سلمي.

۶- شرح نهج البلاغة، ابن أبي الحديد، 20، 656، مصادر حديث سنى عام، محمد أبو الفضل إبراهيم، مؤسسة إسماعيليان للطباعة والنشر والتوزيع.

۷- شواهد التنزيل، الحاكم الحسكاني، 1، ق 5، مصادر تفسير سنى، الشيخ محمد باقر المحمودي، الأولى، 1411 - 1990 م، مؤسسة الطبع و النشر التابعة لوزارة الثقافة والإرشاد الإسلامي، مجمع إحياء الثقافة الإسلامية.

۸- تفسير الآلوسي، الآلوسي، 26، 1270، مصادر تفسير سنى.

۹- المناقب، الموفق الخوارزمي، 568، مصادر سيره پيامبر و ائمه، الشيخ مالك المحمودي، مؤسسة سيد الشهداء (ع)، الثانية، ربيع الثاني 1414، مؤسسة النشر الإسلامي، مؤسسة النشر الإسلامي التابعة لجماعة المدرسين بقم المشرفة.

۱۰- ينابيع المودة لذوي القربى، القندوزي، 1، 1294، مصادر سيره پيامبر و ائمه، سيد علي جمال أشرف الحسيني، الأولى، 1416، أسوه، دار الأسوة للطباعة والنشر.

برادران اهل سنت، اجازه هست یک سوال بپرسیم؟

اگر جنگ علی بن ابیطالب همان جنگ پیامبر هست، (پیامبر اکرم کسی است که خدا در شأنش می فرماید: «ما ینطق عن الهوی»؛ یعنی این که از روی هوا و هوس حرف نمی‌زند)، و این صفتی را که به جناب علی بن ابیطالب اعطا نموده است، ازسر تعارف نبوده است،

خب، اگر کسی در مخالفت پیامبر اکرم قیام کند و با ایشان بجنگد، حکمش چیست؟

امیدوارم در فضایی بدون تعصب جوابگو باشید.

پیامبر اکرم جنگ علی را جنگ خود معرفی کرد، پس کسانی که با علی می‌جنگند طبق این روایت در واقع با حضرت رسول می جنگند. حکمشان چیست؟

افرادی مانند: ام المومنین عایشه، جناب زبیر، جناب طلحه، جناب معاویه، و...

 

تارنمای اختصاصی موضوع مباهله
بنیاد پژوهشی ترویجی مباهله (در شرف تأسیس)
تمامی حقوق برای مؤلفین و دست اندرکاران محفوظ است.
استفاده از محتوای تارنما، با ذکر منبع بلامانع است.